خرید بک لینک
دیروز عصری ک از سرکار رسیدم نتونستم بخوابم زنگ زدم بهش گفت می خوام برم لاستیک هامو عوض کنم وتا الان درگیر انتخاب نوعش بودم گفت میای بریم اوکی دادم و گفت واقعا گفتم اره خب چه اشکال داره با تعجب زیاد قبول کرد و رفتیم بعد جونم براتون بگه رفتیم سعادت آباد برای تعویض لاستیک خیلی برام تجربه باحالی بود تابحال نرفته بودم و کلی اطلاعات درمورد لاستیک های مختلف به دست آوردم برام جالب و جذاب بود و کلی ذوق کردمبعدم که رفتیم شام خوردیم و برگشتیم با کلی کار انجام نشده روی هم تلمبار شده رو به رو شدم صبحم خواب موندم رییسم دعوام کرد

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1402 ساعت: 16:22

بچه دوستم دنیا اومد من هنوز فکرم اینکه چرا سین میکنه ج نمیده چر اینقدر گاوه

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1402 ساعت: 16:22

خیلی هم حالم حالم خوش نیست

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 4:43

سر درد بدی دارم

نمیدونمم چکار کنم

سرکار خوب بشه

لعنتی اصلا نمیذاره کاری کنم

نمیدونم قبلا هم اینجوری میشدم

یا از وقتی اومدم اینجا

یه خط در میون مریضم

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 4:43

همکارم به دوستش میگه میدونی چرا حس میکنی

عمرت سریع میگذره

چون برای خودت خاطره سازی نمیکنی

هر وقت از یه روزت کامل استفاده کنی و

تماما برای خودت کلی خاطره داشته باشی و

اتفاقات مختلف رو تجربه کنی

حس نمیکنی که یه سالت خیلی سریع گذشته و

از تک تک لحظات نهایت استفاده رو میکنی

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 4:43

صفحه بندی